خانم آهنین پاکستانی

 

بیست و هشت ساله، هنرمند، مدل، فعال اجتماعی، مجری تلویزیون و سخنران انگیزشی.

اهل پاکستان، او به عنوان نخستین سفیر خیرخواه زن در پاکستان منصوب شد.

او در نوامبر ۲۰۱۴ در برنامه سخنرانی تد سخنرانی انگیزشیی انجام داد باعث شد وی مورد توجه و تماشای عموم قرار گیرد.

“در این جهان کامل که از افراد ناقص تشکیل شده است، ما مرتب در تلاش هستیم که شخص کاملی در زندگی فرد دیگری باشیم. ما به دنبال نقش های یک همسر  کامل، دختر و یا عروس کامل هستیم.”

اما زندگی برنامه دیگری برای ما دارد و به همین علت منیبا مزاری در سن بیست و یک سالگی زندگیش به شکل وحشتناکی تغییر پیدا کرد که او این اتفاق را به عنوان بزرگترین تغییر در زندگی در نظر گرفت.

 

بخشی از زندگینامه منیبا مزاری

در خانواده ای محافظه کار در سن هجده سالگی وی برخلاف میلش و به اسرار خانواده ازدواج کرد که ازدواج خوشایندی نبود.

بخش دردناک زندگی هنوز شروع نشده است.

۹ سال پیش خانم منیبا و همسرش دچار یک تصادف رانندگی می شوند.

شوهر خانم مزاری به هرشکل نجات پیدا می کند و خود را از ماشین به بیرون پرتاب میکند اما منیبا به همراه ماشین به گودالی پرتاب میشوند.

لیست صدماتی که او دیده است کمی طولانی است. بازو و مچ دست راست، استخوان شانه و چنده مهره از ستون قراتش خرد میشود.

قفسه سینه اش شکسته است.

اما آسیب دیدگی که باعث شد زندگیش تغییر کند آسیب دیدگی ستون فقراتش بود که او را برای همیشه روی صندلی چرخدار نشاند.

خبرهای نا امید کننده یکی پس از دیگری از سمت دکترش به او میرسید.

منیبا با این همه ناامیدی بازم هم به خود میگفت همه چیز مرتب است و تمام تلاشش را برای جمع کردن قدرت و شجاعتش انجام میداد.

تا اینکه روزی دکترش آمد و گفت که دیگر هیچ وقت نمیتواند بچه دار شود.

بعد از این خبر روحیه خانم مزاری ویران شد به قدری که از خود میپرسید ((برای چه زنده هستم؟))

داستان زندگی خانم منیبا مزاری از زبان خودش.

ترجمه متن عکس

من نتوانستم قهرمانی در زندگیم پیدا کن، پس خود قهرمان شدم.

ترجمه متن عکس

من توسط بدنم زندانی شدم، ولی ذهن من آزاد است، بنابراین این روحیه من است، پس توان من است.